خرید بک لینک

 توصیه های پزشکی در ماه رمضان

توصیه های پزشکی در ماه رمضان
 
حتماً شما هم توصیه های زیادی برای روزه داری شنیده اید که می تواند به شما کمک کند تا بهتر روزه بگیرید و با سلامتی بیشتر بتوانید از توفیق عبادت بیشتر بهره مند شوید ما هم در این قسمت چند نکته را از متخصصان تغذیه درباره سحری یادآوری می کنیم :
 
1) هنگام سحر شیرینی و مواد قندی زیاد نخورید. استفاده از مواد قندی و شیرینی به مقدار زیاد در وعده سحر باعث افزایش ناگهانی هورمون انسولین در خون و در نتیجه کاهش ناگهانی قند خون در طول روز می شود. که با عوارضی چون سرگیجه، بی حالی، پرخاشگری، عصبانیت و ضعف ناگهانی، این کاهش قند خون خودش را نشان می دهد.
 
2) وعده سحری را حذف نکنید. زیرا حذف وعده سحری باعث ایجاد اختلال در سوخت و ساز بدن می شود و همچنین بوی بد دهان، سردرد، دردهای عضلانی، سوزش سر دل، افزایش ناراحتی معده، بی خوابی و عصبانیت را به دنبال دارد.
 
3) هنگام خوردن سحری هم مانند افطار زیاده روی نکنید. پرخوری در هنگام سحر از احساس گرسنگی در طول روز جلوگیری نمی کند، بلکه در ساعات ابتدایی بعد از سحر، فشار زیادی را به معده و دستگاه گوارشی شما وارد می کند. این وضعیت باعث می شود علایمی نظیر سوء هاضمه، درد و نفخ معده بروز کند. روزه داران باید در وعده سحر غذای سبک بخورند و از مصرف غذاهای چرب، سرخ کردنی و پرحجم پرهیز کنند.
 
4) بهتر است از مصرف نمک زیاد و ادویه زیاد خودداری کنیدزیرا باعث تشنگی شما در طول روز می شود.
 
5) بهتر است بعد از خوردن سحری با کمی فاصله و دیرتر بخوابید زیرا وضعیت درازکش سبب برگشت مواد غذایی به مری و ترش کردن می شود از این رو روزه داران در طول روز اذیت خواهند شد و اگر این وضعیت ادامه داشته باشد باعث سوزش سردل و بیماری «رفلاکس معده و مری» در فرد می شود.
 
6) برای کاهش تشنگی در طول روز در سحری میوه و سبزیجات بیشتر مصرف کنید. ولی مصرف چای زیاد و پررنگ به دلیل خاصیت ادرار آوری و کافئین موجود در آن در وعده سحری مناسب نیست. بهترین نوشیدنی آب است و بهترین زمان نوشیدن آب کافی، یک ساعت بعد از افطار تا نیم ساعت قبل از وعده سحری است.

برچسب: توصیه های پزشکی در ماه رمضان, نویسنده: ارباب حلقه ها تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت: 1:56

 داستانک معجزه


معجزه

دو تا بیکاره و تنبل و بی عار تو بیابون میرفتن که به یه آبادی میرسن . میرن تو آبادی گدایی ، که مردم بیرونشون میکنن ... با نظر عاقلتره یه شغال رو خاک میکنن و شروع به پرستش جای دفنش میکنن ... مردم که آمد و رفت میکردن کم کم مشکوک میشن ... و با شایعاتی که پخش میشه که اینجا شفا میده و اینا ... میان یه ساختمون دورش میسازن و تبدیلش میکنن به پرستشگاه . اون دو تا هم کلی به نون و نوا میرسن و میشن متولی این پرستشگاه . یه روز یکیشون میگه من عاشق دختر حاکم شدم . دوستش میگه دیگه زیاده روی نکن ! ما هرچی باشه اینجا غربتی هستیم . با اصرار به خواستگاری دختر حاکم میرن و با تیپا از دارالحکومه پرت میشن بیرون . یارو میاد کنار پرستشگاه شروع میکنه به گریه و زاری . دوستش میگه احمق ! مگه یادت رفته ؟ ما خودمون اینجا "شغال" خاک کردیم . میگه صبر کن تا معجزه این ساخته دست خودمون رو ببینی کم کم مردمی که میان زیارت ضجه و دعای یارو رو میبینن و از ترس بلایای آسمانی ! و برای انجام کار خیر همه جمع میشن دور دارلحکومه و حاکم رو مجبور میکنن که دخترش رو به ازدواج اون مرد در بیاره . چند وقت بعد هم حاکم میمیره و اون فرد تنبل و بی عار حاکم میشه

پیام داستان : معجزه در واقع باورهای غلط مردمه که هر حماقتی رو باعث میشه

برچسب: داستانک معجزه, نویسنده: ارباب حلقه ها تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت: 1:55

 پیکنیک لاک پشت ها

پیکنیک لاک پشت ها
 
یک روز خانواده ی لاک پشت ها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن! در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کرد...ند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند! پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد. او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره. خانواده قبول کردن و لاک پشت کوچولو به راه افتاد. سه سال گذشت... و لاک پشت کوچولو برنگشت. پنج سال ... شش سال ... سپس در سال هفتم غیبت او، پیرترین لاک پشت دیگه نمی تونست به گرسنگی ادامه بده . او اعلام کرد که قصد داره غذا بخوره و شروع به باز کردن یک ساندویچ کرد. در این هنگام لاک پشت کوچولو ناگهان فریاد کنان از پشت یک درخت بیرون پرید،« دیدید ؟ می دونستم که منتظر نمی مونید.!!!! منم حالا نمی رم نمک بیارم !!!
 

پیام داستان : بعضی از ماها زندگیمون صرف انتظار کشیدن برای این می شه که دیگران به تعهداتی که ازشون انتظار داریم عمل کنن. آنقدر نگران کارهایی که دیگران انجام میدن هستیم که خودمون (عملا) هیچ کاری انجام نمی دیم

برچسب: پیکنیک لاک پشت ها, نویسنده: ارباب حلقه ها تاريخ: چهارشنبه 18 مرداد 1391 ساعت: 1:55

صفحه بندی